X
تبلیغات
شهر بابک خبری نیست

شهر بابک خبری نیست

شعری از شهریار

در بهاران سری از خاک برون آوردن

خنده ای کردن و از باد خزان افسردن

همه این است نصیبی که حیاتش نامی

پس دریغ ای گل رعنا غم دنیا خوردن

مشو از باغ شبابت بشکفتن مغرور

کز پیش آفت پیری بود و پژمردن

فکر آن باش که تو جانی وتن مرکب تو

جان دریغست فدا کردن و تن پروردن

گوتن از عاج کن و پیرهن از مروارید

نه که خواهیش به صندوق لحد بسپردن

گر به مردی نشد از غم دلی آزاد کنی

هم به مردی که گناه است دلی آزردن

صبحدم باش که چون غنچه دلی بگشائی

شیوه تنگ غروبست گلو بفشردن

پیش پای همه افتاده کلید مقصود

چیست دانی دل افتاده به دست آوردن

بار ما شیشه تقوا و سفر دور و دراز

گر سلامت بتوان بار به منزل بردن

ای خوشا توبه و آویختن از خوبی ها

و ز بدیهای خود اظهار ندامت کردن

صفحه کز لوح ضمیر است و نم از چشمه چشم

می توان هر چه سیاهی به دمی بستردن

از دبستان جهان درس محبت آموز

امتحان است بترس از خطر واخوردن

شهریارا به نصیحت دل یاران دریاب

دست بشکسته مگر نیست وبال گردن


نوشته شده توسط کلاغ خبرچین در سه شنبه دهم دی 1392 ساعت 22:59 | لینک ثابت |

بوی بد

من شک دارم به ترانه ای که زندانی و زندان بان با هم زمزمه می کنند
مرحوم حسین پناهی

چند وقتییست دوست پر سیاه و خبر چین ما ( کلاغ خبر چین ) در خواب زمستانی یا شایدم تابستانی یا غفلت فرو رفته و خبر های دسته اول شهر در پس پرده باقی میماند و به اطلاع همگان نمیرسد . و اینجاست که قاصدکی چون من مجبور می شود وارد میدان شود و هرچند بیانی به شیوائی بیان کلاغ خبر چین ندارد اما از جهت خالی نبودن عریضه نویسندگی کند .
چند وقتی است که اخبار شرم اور و تاسف باری در شهر دهان به دهان می گردد و متاسفانه باز هم تنها نشریه شهر اینجا که باید اطلاع رسانی کند مصلحت اندیشی میکند و سکوت اختیار میکند .
بگذریم از ان مدیر شرکت مس که چه پوستینهائی دوخته بود و و ان ارزوهائی را که در صنعت خود رو سازی دست نیافته بود در اندک مدتی در صنعت مس بدست اورد  و بقیه ماجرا ...
این روزها رسم است مدیرانی که گندی بالا می اورند و با افتضاح عزل میشوند تودیع و معارفه با شکوهی باید داشته باشند . دیروز تودیع ریاست دادگاه برگزار شد . کاش بابک زمین می نوشت ایشان چه کردند با حرمت خانواده های شهربابکی و منزل شان در اتش انتقام کدام ظلم فاحش سوخت و به جای توبیخ چرا جلسه تودیعی با ان عظمت در کانون امام برایشان برگزار گردید .
خبرهائی هم از تخلف دوتن از سربازان گمنام در بین مردم دهان به دهان میگردد که کاش توسط مسئولین محترم تایید یا تکذیب میشد .
این موارد مسائل کوچکی نیستند ریاست دادگاه و پرسنل اطلاعات افرادی هستند که تکیه گاه امنیتی مردمند و اگر این جایگاه ها  زیر سوال بروند اعتماد مردم متزلزل میشود و ناامیدی برجامعه حاکم میشود چرا همه سکوت میکنند و بلکه یک گام بالاتر از سکوت ، فرد فاسد و معزول را با عزت افتخار تودیع و بدرقه می کنند و میرود تا در جائی دیگر حریم حرمت خانواده های دیگری را ...
بماند اینکه جامعه پزشکی نیز از این بد اخلاقی ها مصون نماند و در مورد سوء رفتار یکی از پزشکان و کتک خوردن ایشان  هم صحبت هائی هست که انشا الله دروغ باشد و لا اقل به پزشکان بتوان اعتماد کرد و مردم با خیال راحت ناموس خود را به مطب پزشکان بفرستند


خداوندا قلب ما را از نقاق ، زبانمان را از کذب ، چشممان را از خیانت و عملمان را از ریا تهی گردان


نوشته شده توسط قاصدک در پنجشنبه هفتم شهریور 1392 ساعت 12:0 | لینک ثابت |

فرهنگ

سلام

من قاصدکم و از قدیم رسم بوده خبر خوش رو از من بشنوند از اینکه سنت شکنی میکنم و حرفهای ناراحت کننده میزنم متاسفم

راستش امروز بعد از مدتها سوار بر شانه های باد به شهربابک رسیدم و از قضا میدان نماز اول خیابان امام (ره) فرود امدم یه آقا پلیسه رو دیدم که ایستاده بود تا اعمال قانون کنه از اون طرف هم فوج فوج جوانهای با فرهنگ شهربابکی سوار مدلهای مختلف موتور سیکلت انگار نه انگار خیابان امام یک طرفه است راست راست ورود ممنوع رو ورود میکردن آبی هم روش

منو میگی خیلی جا خوردم با خودم گفتم تو شهربابک با این همه ادعای فرهنگ این همه جوان بی فرهنگ و قانون شکن از کجا پیدا شده ؟

به من نگین منفی نگر و این حرفها به جان خودم تعداد موتورهایی که خلاف میرفتن از کل وسائل نقله ای که از روبرو میومدن بیشتر بود .جالب اینجا بود که ماشین پلیس هم مفتخرانه در بین راکبین موتور سیکلت در حال تردد بود .

خیلی ناراحت شدم از دق دلیم یه داد سر آقا پلیسه زدم گفتم : های یارو ! خاصیت شما اینجا چیه به چه دردی می خورید که تفلک با ناراحتی چنان آهی کشید که بادش من تا چهار راه ولی عصر همینطور خلافکی هل داد . مشکل ما قاصدکها همینه تا میام حرفی بزنیم بادی میاد مارو میبره برخلاف کلاغ خبر چین که لااقل چند تا قارقار میکنه قبل از اینکه سنگی به بالش بزنن .

راستش چند وقته با خودم کلنجار میرم و این سوال تو ذهنم هی میره  و میاد که :

ما واقعا مردم با فرهنگی هستیم ؟

نه دیگه قرار نبود ناراحت بشید من به خودم میگم شما به دل نگیرید

اون از وضع رانندگیمون ، اون از وضع زباله ها و پیاده رو ها و ... که چهار روز ماشین شهرداری خراب بود کل شهر به گند کشیده شد ، این از وضع سیاست و ساسیون که برای کسب قدرت دست به هر کار بی ش ر م ا ن ه ا ی میزنن  ، این از مردممون که با پنج هزار تومان پول اعتقاد و رای و نظرشون رو میفرو شن و بسیاری از این موارد

حالا شما خودتون هم که صد تا از این موارد رو سراغ دارید نظر بدید :

ما مردم با فرهنگی هستیم ؟شاخصه های یک جامعه متمدن و با فرهنگ چیه ؟ کدومش تو شهربابک قویا دیده می شه ؟  برای رفع نقطه ضعف ها چه باید کرد ؟


نوشته شده توسط قاصدک در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1392 ساعت 1:56 | لینک ثابت |

وبلاگ شهربابک تنها

خوشحالم که هر روز در شهربابک حنجره هایی برای فریاد زدن پیدا می شود تا شاید گوش مسئولین هم شنوا

شود اخیرا جمعی از دوستان همشهری وبلاگی رو راه اندازی کردند به نام شهر بابک تنها که مطالب ارزشمندی دارد به عنوان نمونه یکی از مطالب این وبلاگ جهت آشنایی و معرفی درج می گردد . 


سلام در حال وبگردی بودم دیدم اقای فتاحی یک خبر دادن مبنی بر اینکه قراره یک دستگاه ام آر آی برای شهربابک خریداری بشه به ارزش 4 میلیارد ریال همون 400 میلیون خودمون... قبلا شنیده بودم دستگاه ام آر آی گرونتر از این حرفاست در همین راستا از اونجایی که من کمی کنجکاو هستم یه سرچ زدم توی اینترنت دیدم نوشته حدود یک تا سه میلیون دلار که اگر ما هم فرض بگیریم یک میلیون دلار با دلار 3000 تومنی میشه 3 میلیارد تومن نه ۴۰۰ میلیون... در ادامه کنجکاوی  به یک خبر رسیدم که مربوط میشه به سال 1390 که خالی از لطف نیست شما هم ببینین:

رانت پنهان در واردات دستگاه های MRI

دبیرکمیسیون انرژی مجلس با حضور در کافه خبر به افشای برخی از رانت هایی پرداخت که اگرچه قانونی جلوه می کنند اما پشت پرده چیز دیگری است.

به گفته موید حسینی صدر، الان دستگاه های MRI که قدرت مغناطیسی زیر یک دارند دیگر در دنیا ارزش ندارند.بنابراین باید قدرت مغناطیسی آنها بالای یک و نیم باشد تا تشخیص آن درست باشد. دکترها هم دستگاه هایی که قدرت مغناطیسی زیر یک و نیم دارند را قبول ندارند و خواستار فرستادن بیمار به مکان هایی هستند که از این دستگاه پیشرفته استفاده می کنند.
وی افزود: الان
گفته می شود تعدادی از مدیران بیمارستان ها به صورت شراکتی 15 تا از این دستگاه ها را با قدرت مغناطیسی پایین حتی یک درصد را از چین وارد و در شهرستان های محروم نصب کرده اند. حالا تا این جای داستان چه سودی دارد جالب است بگوییم. قیمت دولتی هر آزمایش MRI بین 53 تا 90 هزار تومان است. به طور میانگین 70 هزار تومان از بیمار گرفته می شود. به طور میانگین روزانه 20 تا 25 آزمایش انجام می شود. 20 تا آزمایش 1میلیون و 400 هزار تومان می شود. در ماه 42 میلیون تومان و در سال 504 میلیون تومان. قیمت دستگاه 300 میلیون تومان است.دراینصورت دیگر کسی نمی رود دستگاه MRI با قدرت مغناطیسی 1.5 با هزینه یک و نیم میلیارد تومانی وارد کند. چراکه بایدبا این دستگاه هم همان مقداری پول دریافت کرد که با دستگاهی با قدرت مغناطیسی کمتر از نیم درصدی دریافت می شود.
براساس اظهارات وی، در شهرستان ها این دستگاه ها به شدت زیاد شده و مسوولان استان ها و شهرستان ها هم صدایشان در نمی آید چون سهمی از این سود عایدشان می شود.درحال حاضر این مساله به شدت باب شده است.این درحالی است که ظاهر قضیه کاملا موجه است و هیچ کار غیرقانونی صورت نگرفته است.اما می بینید حتی در این موارد هم رانت های کلانی است که عده ای خاص از آن بهره می برند.

اینجا اصل این خبر رو ببینید


کلاغ خبر چین : من دیگه حرفی ندارم یعنی بهتره حرفی نداشته باشم راستی کارت شارژ نمیدین حرفی نزنیم ؟



نوشته شده توسط کلاغ خبرچین در پنجشنبه ششم تیر 1392 ساعت 14:17 | لینک ثابت |

شهربابک متاسفم

شهربابک متاسفم

متاسفم که مردمت با همه ادعای علم و فرهنگ و شعور ، فردی را که نه تخصصی دارد نه تجربه ارزشمند و نه البته تعهدی را ترجیح میدهند بر مدیران توانمند و لایق و متخصص  

متاسفم که فردی مثل دکتر محمد بخشوده با آن همه ارزش نمایان و پنهان در این شهر رای نمی اورد ولی صدر نشین لیست منتخبین مردمت .....

بسیار متاسفم که گروهی از مردمت رایشان را فکرشان را و اندیشه و اینده شان را به بهایی میفروشند که سر گوسفندی را به این بها نمی توان خرید . و همین عده هستند که در سرنوشتت تاثیر میگذارند و مسیر انتخاب مردم را کج می کنند

شهربابک من به خاطر تو متاسفم و به خاطر خودم و به خاطر اینده متاسفم ، متاسفم که شخصی که حدود چهارده سال بخت خود را در شورای این شهر آزموده و نتوانسته منشا هیچ تحول موثری باشد  باز مورد اعتماد مردمت قرار میگیرد و فردی چون حاج احمد منگلی که به یقین میتوانست حلقه مفقوده ارتباط بین شرکت مس و شهرداری را تکمیل کند حذف می شود . بصیرت مردم کجا رفته شهربابک !

متاسفم که جمع کثیری از مردمت به جای آنکه بمانند و سرنوشتت را رقم بزنن به دنبال  الهکم التکاثر حتی زرتم المقابر رفتند و مصداق کلا سوف تعلمون قرار گرفتند تا در روستاهای خالی از سکنه شورا برای اموات علم کنند و سرنوشت تو را و خود را به دست باد سپردند

گرچه حضور افرادی ارزشمند چون مهندس محمودی و سرکار خانم شکیبا در این جمع مایه امیدواری است اما ای کاش خیلی های دیگر بودند و خیلیهای هم نبودند آنهائی که بودن و نبودنشان برای شهر توفیری ندارد هرچند که اگر برای خودشان نفعی نداشت اینگونه به هر ابزاری متوسل نمیشدند و ....

و ای کاش ابزار و راهکاری در اختیار بود تا با این بد اخلاقی های انتخاباتی که در واقع مظاهری از فساد اخلاقی و سیاسی هستند برخورد می شد  تا این سنگهای نا میمون در زیر بنای بنیان این شهر قرار نمی گرفت و نقشه راهی برای موفقیت فرصت طلبان آینده نمی شد.

و در این شرایط میتوان به شهری زیبا و اباد امید داشت و به اینده خوش بین بود ؟



نوشته شده توسط کلاغ خبرچین در شنبه بیست و پنجم خرداد 1392 ساعت 14:45 | لینک ثابت |

به رسم درس آموزی

تو این اوضاع اشفته و اشفته بازار سیاست که هر چیزی به هر قیمتی ....
گفتم بشنویم شاید درسی بگیریم
 گوشه ای از وصیت نامه شهید کاظم مهدی زاده تخریب چی عملیات کربلای یک را در ادامه آوردم تا با هم بخوانیم و بگرییم...

می خواستم بزرگ بشم

درس بخونم

مهندس بشم

خاکمو آباد کنم

زن بگیرم

مادر و پدرمو ببرم کربلا

دخترمو بزرگ کنم ببرمش پارک

تو راه مدرسه با هم حرف بزنیم

خیلی کارا دوست داشتم انجام بدم 

خب نشد....

باید می رفتم از مادرم، پدرم، خاکم، ناموسم، دخترم و ... دفاع کنم
رفتم که دروغ نباشه
احترام کم نشه
همدیگرو درک کنیم
ریا از بین بره
دیگه توهین نباشه
محتاج کسی نباشیم



نوشته شده توسط کلاغ خبرچین در دوشنبه سیزدهم خرداد 1392 ساعت 16:43 | لینک ثابت |

ای کاش سالی یک انتخابات داشتیم

همشهریان عزیز  اگر در این روزها گشتی در خیابانهای شهر زده باشند  حتما متوجه تلاش چشمگیر شورای شهر و شهرداری برای بهسازی و اسفالت خیابانهای شهر شده اند و البته نظارت و حضور دانمی اعضای محترم شورای شهر به ویژه آقای ..... در سر صحنه خود جالب توجه است .

و جالب ترا اینکه این عزیزان که تما م  وقتشان را صرف خدمت به خلق خدا می کنند جانب عدالت را نیز رعایت کرده و از هر گوشه شهر یک خیابان را اسفالت می کنند .

البته خدا رو شکر که انتخاباتی برگزار می شود تا این عزیزان زحمت کش را از خواب بیدار کند و گر نه خود شما خواننده محترم در جریان هستید اینگونه کارها باید مراحلش طی شود و سالها وقت نیاز ایت تا به قول معروف قیر و قیف و ... فراهم شود . به عنوان مثال به خاطر دارید عملیات ساخت پل زیر گذر چندین سال طول کشید و البته ان هم این روزها به برکت انتخابات به اتمام رسیده و بنده خودم شخصا افتخار عبور از زیر آن را داشته ام و یا میدان عاشورا که ساخت آن ۱۲ سال روزگار به طول انجامید و ...

حال چطور میشود که یک ماه به انتخابات مانده  بلوار باسکول اسفالت می شود خیابان مطهری اسفالت میشود جلوی مدرسه ابن سینا و فروشگاه فرهنگیان اسفالت می شود جلوی هنرستان شیخ احمد نجفی که سالها نبوغ شهرداران و کارشناسان متخصص شهرداری برای سر و سامان دادن به آن به جائی نرسیده بود با لاخره تعیین تکلیف می شود و ...

من نمی خواهم بگویم ایشان قصد عوام فریبی  دارند بلکه میخواهم بگویم  که اقایان همشهریان خود را گوسفند فرض کرده اند که با یک مشت جو تنگ غروب بع بع سر دهند و برای آنان شیر بدهند !!!

پیشنهاد بنده این است که به خاطر دفاع از غرور انسانی خودمان از ازمودن این ازمون  پس داده ها که فرصت ۶ ساله را به باد داده اند خوداری کنیم و فرصت را به دیگرانی بدهیم که لااقل هنور مار نخورده اند تا افعی شوند


نوشته شده توسط کلاغ خبرچین در شنبه چهارم خرداد 1392 ساعت 23:51 | لینک ثابت |

شهر از بازار یوسف های ارزان پر شدست

شاهرگ های زمین از داغ باران پر شده است
آسمانا! کاسه ی صبر درختان پر شده است

زندگی چون ساعت شماطه‌دار کهنه‌ای
از توقف ها و رفتن های یکسان پر شده است

چای می‌نوشم که با غفلت فراموشت کنم
چای می نوشم ولی از اشک، فنجان پرشده است

بس که گل هایم به گور دسته جمعی رفته اند
دیگر از گل های پرپر خاک گلدان پر شده است

دوک نخ ریسی بیاور؛ یوسف مصری ببر
شهر از بازار یوسف‌های ارزان پر شده است

شهر گفتم!؟ شهر! آری شهر! آری شهر! شهر
از خیابان! از خیابان! از خیابان پر شده است

فاضل نظری



نوشته شده توسط کلاغ خبرچین در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1392 ساعت 23:37 | لینک ثابت |

آقا اصلا شهربابک یکجا چند

چقدر خوب است که تو شهرمون انسان خیر و نیکوکای وجود داره که هر کس محتاج به پول نقد باشد ایشان سر میرسند و زمین اون بنده خدا را به قیمت بسیار خوبی میخرند خدا خیرشون بده

چه خوب ادم پول داشته باشه ملیارد ملیارد تو شهر بابک زمین بخره ( البته گره از کار مردم باز کنه )

اصلا میشه یه کار کرد کل شهربابک مگه چنده!  خوب بابا چه کاریه حالا شما ذره ذره بخری بیا زحمت رو از رو دوش همه بردار کلشو یکجا بخر دیگه . خیرشو ببینی

(عزیز دل من نپرس از کجا میاره ، فروشنده ای بسم الله ایشون در خدمت شما هستند نیستی دیگه به شما چه که از کجا میاره ، نشنیدی گفتند تو نیکی میکن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز


ایشون هم نیکی می کنن زمین یه بابائی رو میخرن یه میلیارد دو ماه بعد کرور کرور در بیابان پول پارو می کنن میفروشن چهار میلیارد ( کجای این اشکار داره ؟ )

انشا الله خداوند به مال ایشون برکت بده تا دستشون تو کار خیر بازتر و بازتر بشه

بگو امین زبون که درد نمی گیره که

ب___________________________________له



نوشته شده توسط کلاغ خبرچین در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1392 ساعت 0:54 | لینک ثابت |

رئیس جمهور در مراسم به خاکسپاری چاوز

 

ابراز همدردی با مادر چاوز (با خانم آن مرحوم هم همردی نکردند؟)

دست خودم نیست یاد ورزشکارا افتادم وقتی میخوان خانمها مدالشون رو بدند چقدر عذاب میکشن

یا اون نوجوان اسیری که برای مصاحبه با خبرنگار شرط می گذاشت

شرمنده ام

اگه احساسات شما هم مثل غرور ملی من جریحه دار شد ببخشید

واقعا لازمه؟؟

 


نوشته شده توسط کلاغ خبرچین در شنبه نوزدهم اسفند 1391 ساعت 15:7 | لینک ثابت |

RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

چو می بینی که نابینا و چاه استfaryad29
اگر خاموش بنشینی گناه است

رنک الکسا